بديع الزمان فروزانفر

332

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

به ولايت اهل البيت و صوفيان به سخنى كه مجرد براى خدا گويند و سالك را در آن نصيبى نباشد و يا سخنى كه مقرون باشد بفناى عبد تفسير كرده‌اند و مقصود مولانا جان پاك و روح مرد كامل است بقرينه‌ى بيت پيشين چنان كه در قرآن كريم ( آل عمران آيه‌ى 45 ) كلمه بر عيسى عليه السلام اطلاق شده است . چون در ابيات پيشين گذشت كه هوا رطوبت را جذب مىكند و به اصل خود باز مىبرد و نفس نيز هوايى است كه از ريتين خارج مىشود و هر نفس كه بر مىآيد ، گامى است كه آدمى بسوى مرگ بر مىدارد كه بعقيده‌ى صوفيان سبب آزادى روح است از حبس جهان و زندان عالم صورت بنا بر اين مقدمات ، روح انسان نيز كه از عالم بالا آمده است بتدريج ازين زندان تن رهايى مىيابد و بسوى معدن و اصل خود و يا به حق تعالى باز مىگردد و چون درجات قرب متفاوت است و هر جانى به نسبت كمال خود به حق صعود مىكند مولانا اين صعود را منوط بعلم حق مىكند . براى اطلاع از اقوال مفسرين ، جع : تفسير امام فخر رازى ، چاپ آستانه ، ج 7 ، ص 35 ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخه‌ى عكسى ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 158 . ترتقي انفاسنا بالمنتقى * متحفا منا الى دار البقا ثم تاتينا مكافات المقال * ضعف ذاك رحمه من ذى الجلال ثم يلجينا الى امثالها * كى ينال العبد مما نالها هكذا تعرج و تنزل دايما * ذا فلا زلت عليه قائما منتقى : مصدر بمعنى انتقا و گزينش ، كلمات گزيده و پاك ( اسم مفعول ) . متحف : به تحفه داده ( اسم مفعول ) . دار البقا : سراى جاويد ، عالم آخرت ، جهان غيب .